وبلاگ متفاوت محسن طاهری

متن کامل اخبار روز سه شنبه 22 اردیبهست 1388 (12 مه 2009)

متن کامل اخبار روز سه شنبه 22 اردیبهست 1388 (12 مه 2009)

رهبر ایران: آنچه در مورد وضع کشور می گویند خلاف واقع است

رهبر ایران از انتقاد نامزدهای انتخاباتی به وضعیت اقتصادی ایران گلایه کرده و آنها را نادرست خوانده است.

آیت الله علی خامنه ای که به کردستان سفر کرده است، روز سه شنبه ۲۲ اردیبهشت (۱۲ مه) در یک سخنرانی عمومی در سنندج گفت: "چیزهایی را که انسان می شنود، باور نمی کند که از زبان نامزدها از روی صدق و صفا خارج شده باشد".

او از نامزدهای انتخاباتی خواست که "اذهان عمومی را تخریب نکنند" و منصف باشند.

آقای خامنه ای گفت: "من اوضاع کشور را از همه آقایان بهتر خبر دارم، می دانم که بسیاری از این مطالبی که به عنوان انتقاد در مورد وضع کشور و وضع اقتصاد می گویند، خلاف واقع است. اشتباه می کنند".

تقریبا همه رقبای بالقوه محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران، از عملکرد اقتصادی او به تندی انتقاد کرده اند و سیاست خارجی او را پرهزینه می دانند.

محسن رضایی که نامزد دوم جناح اصولگرا محسوب می شود، در ایراد انتقادات تند از عملکرد آقای احمدی نژاد در کنار میرحسین موسوی و مهدی کروبی قرار گرفته است که از جناح اصلاح طلب برای انتخابات ثبت نام کرده اند.

آیت الله خامنه ای در سه سال و نیم گذشته به شکلی بی سابقه از آقای احمدی نژاد و دولت او حمایت کرده است.

برخی از حامیان آقای احمدی نژاد این گونه حمایت های آقای خامنه ای از او را به عنوان نشانه موافقت رهبر ایران با ادامه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در دور بعدی تلقی می کردند.

اما آیت الله خامنه ای روز اول فروردین ماه ۱۳۸۸ در مشهد تصریح کرد که حمایت او از دولت به معنای موضع گیری انتخاباتی نیست.

او گفت: "من همیشه از دولت ها دفاع می کنم. اما اگر دولتی بیشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس کردم حملات غیرمنصفانه ای علیه آن صورت می گیرد، بیشتر از آن دفاع می کنم".

رهبر ایران اکنون هم دوباره هشدار می دهد که انتقادات نامزدهای انتخاباتی از دولت، به عقیده او از دایره انصاف خارج است.

آقای خامنه ای در سنندج بار دیگر تأکید کرده است که در این مورد که چه شخصی "بهترین انتخاب" است، اظهارنظر نخواهد کرد، اما خصوصیاتی را بر شمرده و از مردم خواسته است به کسانی رأی دهند که این خصوصیات را داشته باشند.

او گفته است: "بهترین، آن کسی است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، از فساد دور باشد و دنبال اشرافیگری نباشد".

 

چرا جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین حساس است؟

 

ایران اظهارات دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا را در مورد رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین، بی‌اساس و بی‌ربط دانست.

آقای میلیبند روز دوشنبه در نشست شورای امنیت سازمان ملل گفته بود ایران درد و رنج فلسطینی‌ها را دستمایه سودجویی خود قرار داده است.

نمایندگی ایران در سازمان ملل با توزیع بیانیه‌ای در بین نمایندگان شورای امنیت، ضمن رد قاطع اظهارات آقای میلیبند، بریتانیا را به آنچه "همدستی با رژیم صهیونیستی در جنایاتش علیه مردم فلسطین" نامید، متهم کرد.

وزیر خارجه بریتانیا در نشست وزیران خارجه عضو شورای امنیت سازمان ملل که برای تاکید بر ضرورت شتاب در روند صلح خاورمیانه بر مبنای تاسیس کشور مستقل فلسطینی، برگزار شده بود، بخشی از اظهارات خود را به مسلح کردن دوباره حزب‌الله لبنان و برنامه هسته‌ای ایران اختصاص داد و تاکید کرد که جمهوری اسلامی از درد و رنج فلسطینی‌ها به سود خود بهره‌برداری می کند.

ایران به عنوان یک کشور غیر عرب و دور از مرزهای اسرائیل، به صورت حامی سرسخت گروههای اسلامگرای ضد اسرائیلی در لبنان و سرزمین‌های فلسطینی عمیقا درگیر بحران خاورمیانه شده است، به طوری که بسیاری از کشورهای غربی و عربی آن را به تلاش برای جلوگیری از امضای پیمان صلح نهایی بین اسرائیل و اعراب متهم می‌کنند.

میزان حمایت ایران از گروههای فلسطینی و لبنانی به حدی است که علت آن برای بسیاری از ایرانی ها نیز معما شده است، بخصوص اینکه این مساله به یکی از موضوعات اصلی چالش ایران با بخش اعظم جامعه جهانی تبدیل شده است.

در مورد اینکه ایران با چه انگیزه‌ای تا بدین اندازه درگیر مناقشه‌ای دور از مرزهای خود شده است، دیدگاههای متفاوتی در بین ایرانیان وجود دارد.

طبق یک دیدگاه، ماهیت ایدئولوژیک نظام اسلامی ایران، دخالت در مساله فلسطین را برای رهبران جمهوری اسلامی به امری اجتناب‌ ناپذیر تبدیل کرده است.

بر مبنای این نظر از آنجا که نظام اسلامی ایران بر اساس فقه و احکام شریعت اداره می‌شود و در فقه و احکام شریعت نیز پدیده‌ای به نام ملت – دولت (کشور) تعریف نشده است، بنابراین، جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را بر نظریه‌ امت یکپارچه اسلامی استوار کرده است که طبق آن هیچ بخشی از سرزمین‌های اسلامی نباید به غیر مسلمانان واگذار شود و هر مسلمانی در هر گوشه‌ای از جهان در مبارزه‌اش با غیر مسلمانان باید مورد حمایت قرار گیرد.

البته مقام‌های جمهوری اسلامی بر پایبندی خود به نظریه امت اسلامی تاکید می‌کنند، اما چون در مقام عمل، جمهوری اسلامی فقط بر مساله فلسطین تمرکز کرده و از مسلمانان دیگری که در گوشه و کنار جهان با غیر مسلمانان درگیرند از جمله مسلمانان چچن، حمایتی به عمل نمی‌آورد، بنابراین، نوعی تناقض در رفتارش نمود پیدا می‌کند که برای توجیه آن از موضوع حمایت از امت اسلامی عدول کرده و پای منافع ملی را پیش می‌کشد.

منافع ملی در واقع دیدگاه دومی است که در باره رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین مطرح می‌شود. طبق این دیدگاه، رهبران جمهوری اسلامی عمل‌گرا تر از آن فرض می‌شوند که سیاست خارجی خود را بر پدیده‌ای انتزاعی به نام ایدئولوژی بنا کنند. بر این مبنا گفته می‌شود؛ از آنجا که اسرائیل دشمن ایران است و خیال حمله به آن را در سر می‌پروراند، در مقابل جمهوری اسلامی نیز با کشاندن صحنه نبرد به مرزهای اسرائیل، نه فقط برای آن دردسر ایجاد می کند بلکه آن را از حمله به ایران نیز باز می دارد.

از این نگاه، سرگرم کردن اسرائیل و بسط نفوذ ایران در بین گروههای لبنانی و فلسطینی، منطبق با منافع ملی ایران است و باید ادامه پیدا کند.

منتقدان این دیدگاه اما با تحلیل پایه‌های خصومت بین ایران و اسرائیل، به روابط خوب دو کشور در زمان سلطنت پهلوی اشاره می‌کنند و می‌گویند اسرائیل به خودی خود منافع متناقضی با ایران به عنوان یک کشور ندارد و در واقع قصد رهبران جمهوری اسلامی برای نابودی اسرائیل، پایه و اساس دشمنی دو کشور شده است، به طوری که اگر جمهوری اسلامی موجودیت اسرائیل را نفی نکند، اسرائیل هم به نوبه خود کاری با ایران نخواهد داشت.

طبق یک دیدگاه دیگر، حساسیت بالای جمهوری اسلامی نسبت به مساله فلسطین، به تعارض بینش آن با بینش دنیای غرب مربوط می‌شود.

از ابتدای انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ کشورهای غربی نظام جمهوری اسلامی را به نقض حقوق بشر و به رسمیت نشناختن دمکراسی متهم کرده‌اند و این اتهام‌ها به نحوی مشروعیت نظام را در بین افکار عمومی داخل و خارج ایران، هدف گرفته است.

در مقابل، جمهوری اسلامی هم که به آنچه دموکراسی و حقوق بشر غربی می نامد، باور ندارد، به نوبه خود می‌کوشد تا ضمن رد ارزش‌های غربی، وفاداری کشورهای غربی به حقوق بشر را مورد چالش قرار دهد و بحران خاورمیانه بهترین زمینه این کار است.

جمهوری اسلامی معمولا به صورتی گسترده رفتار اسرائیل با مردم فلسطین را مورد پوشش رسانه‌ای قرار می‌دهد و در همان حال، آمریکا و متحدان اروپایی و آسیایی‌اش را به حمایت از این نوع رفتارها متهم می‌کند.

این نوع برخورد، هم ارزش های غربی در بین مسلمانان را مورد تردید و بدبینی جدی قرار می‌دهد و هم به باور برخی افراد، بهانه‌ای برای نقض حقوق شهروندان ایرانی و پرهیز از پاسخگویی ایران در این مورد را فراهم می‌کند.

قاعدتا پایان مناقشه اسرائیل و فلسطینی‌ها تمام زمینه‌های فوق را از بین می‌برد و طبق یک نظر، جمهوری اسلامی که از نظم ناشی از پذیرفته شدن اسرائیل در جغرافیای خاورمیانه عمیقا نگران است، نمی‌خواهد که بحران خاورمیانه نقطه پایانی داشته باشد.

ظاهرا تا زمانی که مناقشه خاورمیانه استمرار داشته باشد و کشور مستقل فلسطینی بر نقشه جهان ظاهر نشود، طبیعی است که جمهوری اسلامی هم می‌تواند به سهم خود، از آن سود ببرد.

 

رکسانا صابری: خیلی خوشحالم که آزادم


رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی- آمریکایی که پس از چهار ماه بازداشت روز دوشنبه 11 مه از زندان آزاد شد، از همه کسانی که برای آزادی او تلاش کردند، تشکر کرد.

او ماه گذشته به جرم جاسوسی به هشت سال زندان محکوم شد، اما در دادگاه تجدید نظر این حکم به دو سال حبس تعلیقی کاهش یافت.

رکسانا صابری تمام اتهامات وارده در خصوص جاسوسی را رد کرده است.

او یک روز پس از آزادی با روسری آبی رنگی در مقابل خانه اش در تهران با خبرنگاران گفت و گو کرد. به نظر لاغرتر می رسید اما روحیه خوبی داشت.

خانم صابری به خبرنگاران گفت: "خیلی خوشحالم که آزاد و با دوباره با پدر و مادرم هستم."

او افزود: " از همه مردمی که در سراسر جهان که من تازه فهمیدم چه کسانی هستند - بدون توجه به آنکه مرا می شناسند یا نه - به من و خانواده ام در این مدت کمک کردند، تشکر می کنم."

"در حال حاضر هیچ برنامه مشخصی برای آینده ندارم. فعلا فقط می خواهم با پدر و مادر و دوستانم باشم و استراحت کنم."

بازداشت و محاکمه رکسانا صابری توجهات بین المللی را به خود جلب کرد و اعتراضهای متعددی را در پی داشت.

او اکنون منعی برای خروج از ایران ندارد، اما به مدت پنج از فعالیت خبرنگاری در ایران منع شده است.

والدین خانم صابری که در شهر فارگو در ایالت داکوتای شمالی زندگی می کنند برای دیدن فرزندشان و تلاش برای رهایی او از زندان به ایران سفر کرده اند.

رضا صابری، پدر رکسانا گفته است که او و خانواده اش در چند روز آینده به آمریکا باز می گردند.

پس از اعلام خبر آزادی رکسانا صابری از زندان، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از حکم جدید دادگاه استقبال کرد و آن را نشانه ای از رفتار بشردوستانه ایران دانست.

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز گفت که با شنیدن این خبر "دلگرم" شده است و افزود: "ما مسلما به بررسی خود در خصوص اتهامات وارده به او (رکسانا صابری) ادامه خواهیم داد."

به گفته مقامهای ایرانی، مجوز خبرنگاری خانم صابری در سال 2006 لغو شد و وی تا زمان بازداشت بدون مجوز فعالیت می کرده است.

خبر تخفیف حکم رکسانا صابری یک روز پس از برگزاری جلسه چهار ساعته دادگاه تجدید نظر اعلام شد که به گفته عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانم صابری، قضات شعبه 14 دادگاه تجدیدنظر "وقت کافی برای دفاع به طرفین پرونده دادند."

در بهمن ماه سال 1387 که خبر بازداشت رکسانا صابری منتشر شد اتهام او خرید مشروبات الکلی عنوان شده بود، با این حال مقام های ایران او را به فعالیت خبرنگاری بدون در اختیار داشتن مجوز فعالیت نیز متهم کردند.

رکسانا صابری برای شبکه های NPR و فاکس نیوز آمریکا و همچنین بی بی سی فعالیت کرده بود.

 

ارجاع پرونده دو فعال حقوق زنان به دادسرای قم

پرونده مریم بیگدلی و فاطمه مسجدی، از اعضا کمپین یک میلیون امضا، به شعبه 10 دادسرای انقلاب قم ارجاع شده است.

این دو فعال حقوق زنان که از اعضای تشکل "کمپین برای یک میلیون امضا" هستند روز پنچشنبه هفدهم اردیبهشت ماه (هفتم مه) در شهرهای کرج و قم بازداشت شده بودند.

شادی صدر که وکیل مریم بیگدلی است گفته است که اتهام این دو نفر توسط دادسرای انقلاب اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است.

خانم صدر همچنین گفته است که دادسرای انقلاب از پذیرش برگ وکالتنامه و ارسال آن به زندان برای خانم مسجدی خودداری کرده است.

او گفت که هر دو نفر از فعالان پس از بازداشت به سلولهای انفرادی منتقل شده و ممنوع الملاقات هستند.

مریم بیگدلی و فاطمه مسجدی اخیرا در جریان دفاع از یک دختر جوان که در معرض قتل ناموسی قرار گرفته بود با برخی از افراد صاحب نفوذ در قم درگیر شده بودند و خانم صدر احتمال داده است که یکی از دلایل بازداشت آنها همین مسئله باشد.

اعضای کمپین برای یک میلیون امضا که در سال 1386 راه اندازی شد می گویند که زنان در زمینه طلاق، ارث، سرپرستی کودک و برخی از دیگر جنبه های زندگی اجتماعی با تبعیض روبرو هستند که از آنها شهروندان درجه دو می سازد.

دولت ایران تبعیض علیه زنان را رد می کند و می گوید زنان ایرانی در برابر فرهنگ غربی و بدل شدن به نمادهای جنسی محافظت می شوند.

 

مطالبات قومی و انتخابات؛ اکبر اعلمی نشانه ای از یک پدیده؟

بین داوطلبان نامزدی ریاست جمهوری ایران، شخصیتی متفاوت به چشم می خورد که با شعارها و شیوه ای متفاوت وارد رقابتهای انتخاباتی شده است، هر چند بعید به نظر می رسد هنگامی که شهروندان ایرانی پای صندوق رأی بروند نام او را در فهرست رسمی نامزدهای انتخاباتی بیابند.

اکبر اعلمی که با شعار "بازیابی شکوه ایرانی و احیای حقوق اقوام" قصد تصدی مقام ریاست دولت جمهوری اسلامی را دارد، در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نتوانست نظر موافق شورای نگهبان را برای نامزدی کسب کند و از اینکه برای سومین بار بر کرسی نمایندگی تبریز تکیه بزند بازداشته شد.

تاکنون در ایران سابقه نداشته که شورای نگهبان کسی را برای ریاست جمهوری صالح بداند که پیشتر او را شایسته ورود به صف قانونگذاران ندانسته است.

موضع گیری های تند اکبر اعلمی در مقابل شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی و شدت گرفتن لحن انتقادی او هم هر گونه احتمالی را برای تغییر نظر شورای نگهبان بسیار کم رنگ می کند.

همین واقعیت سبب شده که رسانه ها اکبر اعلمی را رقیبی جدی در انتخابات ریاست جمهوری به شمار نیاورند و پوشش رسانه ای خود را متوجه داوطلبانی کنند که احتمال نقش آفرینی شان در صحنه رسمی رقابت ها به واقعیت نزدیک تر باشد، هرچند آقای اعلمی این کمبود پوشش رسانه ای را حرکتی علیه خود قلمداد کرده است.

با این حال اگر اکبر اعلمی امکان عبور از سد شورای نگهبان را بیابد، می تواند رقیبی جدی و در خور توجه در عرصه انتخابات شود، چرا که در دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهایی که احقاق خواسته ها و حقوق قومی را در شعارهای انتخاباتی خود جای دادند، در مناطق قومیت نشین آرای قابل توجه و حتی بیشتر از برنده نهایی انتخابات کسب کردند.

این تمایز بیش از همه جا خود را در آذربایجان نشان داد که محسن مهرعلیزاده با اینکه کمترین آرا را در سراسر ایران کسب کرد، در آذربایجان، نفر اول دور نخست انتخابات بود.

به نظر نمی رسد که محبوبیت اکبر اعلمی از محسن مهرعلیزاده کمتر باشد؛ او در فعالیت های انتخاباتی خود آشکارتر و گسترده تر به مسئله مطالبات قومی پرداخته و سخنرانی هایش را به زبان ترکی ایراد کرده است، چنین اقداماتی می تواند نه تنها در آذربایجان، بلکه در میان دیگر قومیت های ایرانی نیز موقعیت خوبی را در اختیار او قرار دهد.

گفتمان قومی اگرچه در رسانه های فارسی زبان داخل و خارج ایران کمتر مطرح شده و شاید بخش بزرگی از جمعیت ایران هم توجه چندانی به آن نمی کنند، اما طی سال های اخیر، این پدیده جدی تر از گذشته در صحنه سیاسی و اجتماعی خودنمایی کرده است.

علی یونسی در واپسین نشست مطبوعاتی خود به عنوان وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی اعلام کرده بود که در آینده خطری سیاسی متوجه ایران نمی داند، اما معتقد است که اگر کشور دچار بحران شود، بر سر مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود.

طی چند سال گذشته که حلقه محدودیت های سیاسی و فرهنگی در ایران تنگ تر شده، بخش درخور توجهی از جوانان ایرانی که از جریان های رسمی و سراسری سیاسی و دانشجویی ناامید شده اند، هویت قومی خود را انگیزه کارآمدتری برای ابراز نارضایتی یافته اند.

در دور کنونی انتخابات هم خواسته های قومی در برنامه های انتخاباتی داوطلبان نامزدی جای گرفته و بویژه مهدی کروبی که خود نیز به قومیت لر تعلق دارد، از اجرای اصول قانون اساسی در مورد حقوق اقوام سخن می گوید، اما تفاوت اکبر اعلمی این است که خواسته های قومی را محور برنامه های خود قرار داده و آشکارتر و بی پرواتر نارضایتی های قومی را مطرح می کند.

مطرح شدن این نارضایتی ها از زبان اکبر اعلمی که خود برخاسته از نظام جمهوری اسلامی است و برخلاف دیگر فعالان قومی، منتسب کردنش به توطئه بیگانگان دشوار به نظر می رسد، یاعث شده که او در آذربایجان و بسیاری از دیگر نقاط قومیت نشین ایران مورد توجه قرار گیرد.

فعالان قومی در ایران طیف گسترده ای را در بر می گیرند که در یک سوی آن، عده ای تا طلب جدایی از ایران و استقلال خواهی پیش رفته اند و در سوی دیگر طیف، به حق تحصیل و ترویج زبان مادری، دست کم در حدی که در قانون اساسی ایران به آن تصریح شده بسنده می شود.

به نظر می رسد موضعی که اکبر اعلمی اتخاذ کرده، می تواند سراسر این طیف را به خود جلب کند، آنهایی که خواسته های تندروانه تر دارند او را دست کم گامی به پیش برای دستیابی به خواسته هایشان می دانند و آنهایی که خط قرمزشان یکپارچگی ایران است نیز می توانند به او اعتماد کنند.

گذشته از مسائل قومی، انتقادات اکبر اعلمی از نهادهای حکومتی که بسیار صریح تر و شفاف تر از دیگر داوطلبان نامزدی انتخابات است نیز می تواند رأی خیلی ها را در سراسر ایران به سوی خود جلب کند.

از سوی دیگر، اکبر اعلمی اگرچه در صف اصلاح طلبان وارد صحنه سیاسی ایران شد، اما همیشه سیاستمداری تکرو بوده، اصلاح طلب بودن او مانع از انتقادات تند و صریح او از محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش نشد و بگومگوی رو در روی او با آقای خاتمی در صحن مجلسی که اکثریت آن را اصلاح طلبان در دست داشتند، زبانزد است.

در انتخابات دور هفتم مجلس، او بر خلاف بسیاری از اصلاح طلبان که حتی با وجود عبور از سد شورای نگهبان نتوانستند آرای کافی را برای ورود به مجلس کسب کنند، به پیروزی دست یافت و در حالی که همان اندک نمایندگان اصلاح طلب راه یافته به مجلس هفتم هم از شهرستانهای کوچک بودند، او شهری به بزرگی و اهمیت تبریز را نمایندگی می کرد.

تکروی اکبر اعلمی او را بارها مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار داده و باعث شده بود اکبر اعلمی بین اصلاح طلبان جدی گرفته نشود و حتی برخی موضع گیری هایش مایه مزاح و شوخی قرار گیرد، اما برای شهروندان عادی، همین ویژگی می تواند چهره مستقلی برایش بسازد که توجه رأی دهندگان به او را از مرزبندی اصلاح طلبی و اصولگرایی فراتر ببرد.

آذربایجان همیشه برای ایران تاریخ ساز بوده، سنگ بنای نخستین دولت مقتدر مرکزی در ایران پس از اسلام، در آذربایجان نهاده شد، اندیشه های نو سیاسی اغلب از راه آذربایجان وارد ایران شدند، معروف است که آذربایجان مشروطیت را نجات داد و جرقه انقلاب 1357 ایران در تبریز به شعله تبدیل گشت.

اکبر اعلمی هم پیش از ثبت نام در انتخابات، طی سخنرانی در مسجد ابوالفضل ارومیه گفت که آذربایجان تشکیلات اوست و با اعلام نامزدی اش از تبریز قصد دارد "اصلاح طلبی واقعی" را از آذربایجان شروع کند.

اکبر اعلمی بین همکاران مطبوعاتی و سیاسی اش به اظهارنظرهای جنجالی مشهور بوده که بسیاری از اوقات تنها واکنشی که به آنها نشان داده شده، خنده و لبخند بوده است.

اکنون هم شاید رسانه ها و جریان های سیاسی در جمهوری اسلامی اکبر اعلمی را جدی نگیرند و شاید با فرارسیدن موعد انتخابات اثری از او در صحنه دیده نشو،د اما پدیده حضور و بیان مطالبات قومی در انتخابات که اکنون اکبر اعلمی می کوشد آن را نمایندگی کند، پدیده ای در خور بررسی است که می تواند در آینده ایران نقشی جدی ایفا کند.

 

' ۱۲۶ دانش آموز دختر در کاپیسا مسموم شدند'

مقامات افغان می گویند حدود ۱۲۶ دختر دانش آموز در ولایت کاپیسا در شمال کابل، بر اثر تنفس هوای آلوده به مواد سمی مسموم شده اند.

عبدالوهاب، ولسوال/فرماندار منطقه کوهستان به بی بی سی گفت این دانش آموزان به بیمارستان منتقل شده و تحت درمان قرار گرفته اند. به گفته او، وضعیت سلامتی این دانش آموزان در حال حاضر خوب است و شماری از آنها بیمارستان را ترک کرده اند.

ولسوال کوهستان گفت هفت آموزگار این مدرسه نیز مسموم شده اند.

عبدالوهاب گفت مسمومیت این دانش آموزان کار "دشمنان وطن" است. او گفت: "ممکن است دشمنان وطن این کار را کرده باشند، برای این که دروازه مکتب (مدرسه) را ببندند. اما درهای مکاتب بسته نخواهد شد، دانش آموزان حاضرند به مکتب بیایند."

ولسوال کوهستان گفت "مواد مسموم کننده" در داخل محوطه مدرسه نوعی مواد سمی پاشیده شده بوده، ولی تا حال مشخص نشده که چه نوع موادی سبب مسمومیت دانش آموزان شده است."

عبدالوهاب گفت دانش آموزان پیش از ورود به کلاسهای درس مسموم شدند و برخی از آنان در داخل محوطه مدرسه بیهوش شدند.

مقامهای وزارت صحت/بهداشت می گویند یک گروه از پزشکان را به منطقه فرستاده اند تا در این مورد تحقیق کنند.

فرید احمد راید، رئیس روابط عمومی وزارت صحت می گوید در پی وقوع این حادثه و مسموم شدن حدود ۶۰ دانش آموز دیگر در ولایت همجوار کاپیسا، پروان، در روز دوشنبه، ۲1 ثور اقداماتی را برای پیشگیری از این نوع رویداد ها و درمان فوری مسموم شدگان در بیمارستانها رویدست گرفته خواهد شد.

مسمومیت دانش در پروان و کاپیسا نگرانی های اعضای مجلس شورای ملی افغانستان را هم برانگیخته است.

اعضای مجلس سنا مسمومیت دانش آموزان را محکوم کرده و خواستار تحقیقات جدی در این زمینه شده اند.

 

سازمان ملل خواستار بازخواست از عاملان کشتار غیرنظامیان افغان شد

سازمان ملل متحد در واکنش به حملات هفته اخیر در غرب افغانستان که منجر به کشته شدن غیرنظامیان شد، خواستار پاسخدهی عاملان این کشتار شده است.

یک سخنگوی این سازمان در کابل همچنین تاکید کرد که در عملیات های نظامی، مصونیت افراد غیرنظامی باید در اولویت قرار داشته باشد.

سازمان ملل متحد همزمان از تحقیقات نیروهای آمریکایی در مورد چگونگی وارد آمدن تلفات به غیرنظامیان در ولایت فراه استقبال کرده است.

حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان، تعداد تلفات غیرنظامیان را در ولایت فراه، صد و بیست و پنج تا صد و سی نفر خواند، در حالی که مردم محل تعداد این تلفات را بیش از صد و شصت تن اعلام کردند.

نیروهای آمریکایی در افغانستان می گویند تحقیقات ابتدایی آنان نشان می دهد که "شماری غیرنظامی" در این عملیات کشته شده اند اما به گفته این نظامیان، شورشیان مسلح نیز احتمالا مسئول بخشی از این کشتار هستند.

'بازخواست'

علیم صدیق، یک سخنگوی سازمان ملل متحد در کابل گفت: "با آنکه ارقام کشته شدگان (در فراه) دقیقا معلوم نیست، اما روشن است که تعداد قابل ملاحظه ای از غیرنظامیان جان خود را از دست داده اند."

او گفت: "هر کسی که مسئول کشته شدن این غیرنظامیان بوده است، باید مورد بازخواست قرار گیرد."

سازمان ملل متحد می گوید دو سوم از جمع 828 غیرنظامی که در جریان جنگ های سال 2008 در عملیات نظامی نیروهای خارجی در افغانستان کشته شدند جان خود را در حملات هوایی اشتباه از دست دادند.

با این حال، شورشیان مسلح در افغانستان نیز مسئول کشتار پنجاه و پنج درصد از غیرنظامیان در افغانستان در سال گذشته شناخته شده اند.

در سال 2008، در مجموع 2118 غیرنظامی در خشونتهای افغانستان کشته شدند.

علیم صدیق می گوید: "با آنکه سازمان ملل متحد در موقعیتی قرار ندارد که بتواند در مورد تاکتیک های نظامی مشورت دهد، اما واضحا بیان کرده ایم که در برنامه ریزی و اجرای عملیات نظامی، مصونیت غیرنظامیان باید در اولویت قرار بگیرد."

آقای صدیق همچنین گفت که انتظار دارد بررسی ادعاها در مورد استفاده از فسفر سفید در عملیات ولایت فراه بخش مهمی از تحقیقاتی باشد که نیروهای آمریکایی و دولت افغانستان در دست انجام دارند.

پیش از این برخی از رسانه ها از احتمال استفاده از این ماده توسط نیروهای آمریکایی در ولسوالی بالابلوک گزارش داده بودند.

نیروهای آمریکایی استفاده از فسفر سفید در افغانستان را به شدت رد کرده اند و یک سخنگوی ارتش آمریکا در افغانستان گفته است: "نیروهای ائتلاف در هیچ نوع سلاح ضد نفر، فسفر سفید به کار نمی برند."

 

تلفات غیر نظامی و نقض قوانین جنگ در افغانستان

تلفات غیرنظامیان در حملات هوایی نیروهای ائتلاف در افغانستان، با وجود تاکیدهای مکرر حکومت این کشور و نیروهای ائتلاف بر اتخاذ تدابیری جهت جلوگیری از آن، همچنان ادامه یافته است.

توافق اخیر نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان برای هماهنگی بیشتر در عملیات جنگی از جمله این اقدامات است.

سال گذشته، در واکنش به حمله ای در غرب افغانستان که گفته می شد بیش از 90 غیرنظامی در آن کشته شدند، شورای وزیران افغانستان اعلامیه ای را منتشر کرد و در آن از نیروهای ائتلاف خواست تا به حملات هوایی و جستجوی خودسرانه خانه های مردم پایان دهند.

سخنگوی نیروهای ائتلاف در افغانستان، در واکنش به تلفات اخیر غیرنظامی در منطقه بالابلوک ولایت فراه، به صراحت به تاثیر منفی آن بر وجهه نیروهای ائتلاف و بر حضور سربازان خارجی در افغانستان اذعان کرد و گفت که این نیروها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تلفات غیر نظامیان به خرج می دهند.

دولت افغانستان نیز بارها نگرانی شدید خود را از این موضوع ابراز کرده، تاجایی که حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان به انتقاد تند از نیروهای ناتو و ائتلاف، و آمریکا پرداخت؛ انتقاداتی که منجر به ایجاد تنش هایی در روابط میان میان آقای کرزی و آمریکایی ها شد.

به نظر کارشناسان نظامی تلفات غیرنظامیان از مشکلات عمده جنگ ها است که بدون تمهیدات و تدابیر موثر نمی توان از آن جلوگیری کرد.

به همین منظور قانونگذاران همواره در تلاش بوده اند تا با تصویب قوانینی روشن بخصوص در مورد حملات هوایی، از بروز این گونه تلفات جلوگیری کنند.

شالوده اصلی این قوانین قطعنامه ای است که توسط جامعه ملل در 30 سپتامبر 1938 به اتفاق آرا تصویب شد. این قطعنامه موارد ذیل را به عنوان "اصولی برای هرگونه قوانین بعدی" برمی شمارد:

بمباران عمدی غیرنظامیان غیرقانونی است.

اهدافی که از هوا مورد حمله قرار می گیرند، باید اهداف مشروع نظامی و قابل شناسایی باشند.

هرگونه حمله به اهداف مشروع نظامی باید به نحوی صورت گیرد که جمعیت غیرنظامی اطراف آن، در اثر بی توجهی آسیب نبینند.

با این حال، آنچه به نظر می رسد کمتر در رسانه ها به آن پرداخته شده، این است که آیا اصولا حملات هوایی نیروهای ائتلاف به مناطقی که امکان تلفات غیرنظامی در آن متصور است، در چارچوب قوانین بین المللی جنگ صورت می گیرد یا خیر.

سازمان عفو بین الملل اخیرا حملات هوایی ارتش سریلانکا به مواضع گروه ببرهای تامیل در شمال این کشور را به شدت مورد انتقاد قرار داد. با این استدلال که این حملات می تواند تلفات غیرنظامی نیز به بار آورد.

سخنگوی نیروهای ائتلاف در افغانستان در گفتگویی با بی بی سی گفت آنها محلات یا خانه هایی را مورد هدف قرار می دهند که از آن به نیروهای خارجی یا افغان حمله شده باشد. ما در موارد زیادی در این محلات و خانه ها افراد غیر نظامی نیز حضور دارند و بمباران آن در موارد زیادی منجر به کشته شدن شماری از غیر نظامیان می شود.

نیروهای ائتلاف همچنین طالبان را متهم می کنند که با استفاده از جمعیت غیرنظامی به عنوان سپر انسانی، قانون را نقض می کنند.

شناسایی "اهداف مشروع نظامی"

نکته جنجال برانگیز دیگر، چگونگی شناسایی اهداف مشروع نظامی برای حمله است.
در باره افرادی که گفته می شود به نیروهای ائتلاف یا ناتو، در مورد محل استفرار، مخفیگاه و یا فعالیت افراد طالبان یا القاعده معلومات می دهند، اطلاعات زیادی در دست نیست.
سوالات زیادی در مورد چگونگی کار این افراد وجود دارد. ازجمله اینکه آیا این افراد از سوی نیروهای آمریکایی یا افغان برای انجام این کار، آموزش خاصی می بینند؟ آیا از سوی دولت افغانستان اجازه چنین کاری را دارند؟ آیا در هماهنگی با استخبارات افغانستان اقدام به جمع آوری معلومات و ارائه آن به نیروهای خارجی می کنند؟

به نظر برخی کارشناسان، تلفات غیرنظامیان در حمله هوایی نیروهای ائتلاف به روستای عزیزآباد شیندند در سپتمبر 2008، که منابع دولتی شمار آن را بیش از ۹۰ نفر اعلام کردند، نشان داد که اتکاء آمریکایی ها به اطلاعات به دست آمده از افراد تا چه حد می تواند فاجعه بار باشد.

اگرچه قبلاً نیز به صراحت یا به طور ضمنی به ناموثق بودن اطلاعاتی که براساس آن آمریکاییها دست به حمله می زنند، اشاره شده است اما دستگیری سه نفر به اتهام ارائه معلومات نادرست به نیروهای ائتلاف در رابطه با حمله هوایی روستای عزیز آباد، نشان می دهد که حداقل در برخی موارد آمریکایی ها واقعا براساس اطلاعات ناموثق دست به حمله هوایی زده اند.

این موضوع می تواند در تناقض با اصل دوم قطعنامه حفاظت از غیرنظامیان در حملات هوایی قرار گیرد؛ چرا که به نظر این کارشناسان ناموثق بودن اطلاعات می تواند امکان شناسایی قطعی یک هدف نظامی و در نتیجه مشروع بودن آن را مورد سوال قرار دهد.

دقت در حملات

اگرچه هرگونه تلفات غیرنظامی را نمی توان به مثابه نقض قوانین جنگ دانست، اما کشته شدن ده ها غیرنظامی که گاهی، شمارشان بیشتر از طالبانی است که در آن حمله کشته می شوند، این سوال را به صورت جدی مطرح می کند که آیا نیروهای ائتلاف براساس اصل سوم قطعنامه حفاظت از غیر نظامیان، دقت کافی را برای جلوگیری از کشته شدن غیر نظامیان به خرج می دهند؟

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان و دیگر مقامات این کشور بارها از نیروهای ائتلاف خواسته اند تا در انجام حملات هوایی "دقت بیشتری" به خرچ دهند.
نیروهای ائتلاف نیز هربار و پس از کشته شدن غیر نظامیان ابراز تاسف کرده و گفته اند که تمام تلاش خود را برای شناسایی دقیق تر اهداف مورد حمله انجام خواهند داد.

سام ظریفی، از مدیران ارشد سازمان عفو بین الملل می گوید که تحقیقات آمریکایی ها در رابطه با تلفات غیرنظامیان در برخی موارد شفاف نیست و تصویر واضحی از شمار تلفات و چگونگی کشته شدن آنها به دست نمی دهد.

آقای ظریفی می گوید تا به حال آمریکایی ها به روشنی این اطمینان را نداده اند که در حملات هوایی خود دقت لازم را به کار می گیرند.

موضوع مورد بحث دیگر، استفاده نامتناسب از توان نظامی در حملات است. طالبان معمولا مسلح به سلاح هایی هستند که در اصول نظامی از آن به عنوان سلاح سبک نام برده می شود، اما نیروهای ائتلاف و دولت در پاسخ به حملات طالبان از آتش سلاح های سنگین و در بیشتر موارد از حملات هوایی استفاده می کنند که قدرت آنی و بالای تخریبی آن می تواند در مناطقی که ظن آن می رود که غیر نظامیان حضور داشته باشند، منجر به تلفات غیر نظامیان شود.

نقش طالبان در بروز تلفات غیرنظامی

با این حال، اینها تنها عوامل بروز تلفات غیرنظامی در افغانستان نیست. پناه گرفتن طالبان در مناطق مسکونی به عنوان یکی از عوامل کلیدی بروز تلفات غیرنظامی تلقی شده و بارها از سوی سازمان ملل متحد و گروه های حقوق بشر محکوم شده است.
سام ظریفی از سازمان عفو بین الملل جای گرفتن طالبان در مناطق مسکونی را "نقض روشن قوانین جنگی" می داند و می گوید این عمل گروه طالبان عامل اول تلفات غیرنظامی در حملات مشابه حمله هوایی به بالابلوک فراه است.

ابراهیم یکی از شهروندان ولایت فراه نیز در تماسی با بی بی سی گفت در بیشتر موارد مردم محل تمایلی به جای دادن طالبان در محلات خود ندارند، اما طالبان بدون توجه به خواست آنها در محلات مسکونی پنهان می شوند.

این شهروند افغان که از مشاهدات خود از حمله هوایی نیروهای ائتلاف به منطقه بالابلوک فراه سخن می گفتند افزودند که طالبان به مردم محل می گویند که"خون آنها از خون طالبان سرخ تر نیست و اینکه آنها نیز باید مانند طالبان آماده کشته شدن باشند."

وجود گزارش های مشابه دیگری از دیگر نقاط افغانستان می تواند مدرک ثبوتی برای مقامات دولت افغانستان و نیروهای ائتلاف طالبان تلقی شود که می گویند طالبان عمدا از غیرنظامیان به عنوان یک سپر انسانی و تاکتیکی برای منصرف کردن نیروهای ائتلاف و دولت از حمله به آنان استفاده می کنند.

علاوه بر آن، طالبان می دانند که بروز تلفات غیرنظامی تاثیری منفی بر وجهه حکومت و نیروهای بین المللی دارد و بالقوه می تواند مردم عادی را نسبت به وضعیت امنیتی در افغانستان بدبین کند.

 

هنرمندان ایرانی و افغان در نمایشگاه ترجمان در نیویورک

"به ویژه امروز بی نهایت اهمیت دارد که نه تنها از چارچوب های کلیشه‌ای مثل حجاب، پوشش و اسلام در نشان دادن هنر منطقه اجتناب کنیم، بلکه تصویری روایتی انتقادی در مورد منطقه‌ای تاریخی که به غایت پیچیده و چندگانه است و خاورمیانه، جهان عرب و یا جهان اسلام نامیده می شود، ارائه دهیم. در دنیایی که به سرعت به سوی جهانی شدن پیش می رود ترجمه مفهوم کلیدی در گفتمان فرهنگی سیاسی محسوب می شود."

با این نظرات صالح حسن، از دست اندرکاران موزه هنری کوینز، نمایشگاه 'ترجمان' (ترجمه) از 10 مه با آثار ۲۷ هنرمند ایرانی، افغان، مصری، مراکشی، ترک، قزاق، فلسطینی و لبنانی در نیویورک افتتاح شد که تا ۲۷ سپتامبر ادامه خواهد یافت.

ترجمه در اینجا نه به معنای ساده پل ارتباطی زبانی بلکه مفهومی استعاره ای برای روندی فرهنگی، آمیختگی هویت ها، ذهنیت نوین در پس فضاهای ملی و بالاخره یک بعد نوین برای رهایی از مدل کهن "اروپا مرکزی" به ویژه در هنر جهانی محسوب می شود.

نمایشگاه همچنین به لحاظ تصویری درگیر پیچیدگی های عصر حاضر که از تصاویر رسانه‌ای اشباع شده، می باشد. در این نمایشگاه، ترجمه به معنای چندگانه فهمیده می شود؛ از پهنه تصویر و کلام گرفته تا مفهوم بنیادی تر کشف خود، جامعه و محیط.

آثار هنرمندان ایرانی

 

از هنرمندان ایرانی تنها پوران جینچی خود در نمایشگاه حضور داشت.

اکثر هنرمندان ایرانی که آثارشان در نمایشگاه هست، مقیم ایران هستند و شخصا در موزه هنری کوینز حاضر نبودند.

از پوران جینچی دو چیدمان در نمایشگاه ترجمه به نمایش درآمد.

اولی طومار بزرگی بود که وی حروف بی صدای قرآن را حذف کرده و تنها اِعراب و یا نشانه های زیر و زبر، شماره آیه ها و نام سوره ها را باقی گذاشته بود.

خود او در این مورد می گوید: "ایده این اثر زمانی که می خواستم قرآن را بخوانم به ذهنم رسید. چون نمی توانستم آن را بخوانم مادرم یک جلد ترجمه فارسی آن را برایم فرستاد. از آنجا که اکثر ما قران را به عربی می خوانیم ولی آن را نمی فهمیم، ایده به تصویر کشیدن اِعراب و یا نشانه های زیر و زبرآن به ذهنم رسید. برای من این اثر خاورمیانه را تداعی می کند."

در واقع در قرائت قرآن بیشتر تمرکز بر روی فرم و شکل است تا فهمیدن متن آن. این هنرمند مقیم نیویورک بازگشتی دارد به دریافت تصویری این متن مذهبی. او در واقع با جدا کردن حروف با صدا و بی صدا، روخوانی را از فهمیدن جدا می کند. قرآن، که در معنای ادبی خود به مفهوم قرائت است، تبدیل به هویتی در خود و مستقل می شود.

اثر دیگر وی چیدمان ۷۲ حرفی بود که بخاطر محدودیت جای نمایشگاه تنها ۱۶ قطعه آن به نمایش درآمد. هر قطعه تنها به یکی از رنگ های قرمز، سیاه یا آبی مزین شده و بر روی هر قطعه ۳۲ حروف الفبا نقش بسته بود.

 

از فرهاد مشیری، هنرمند مقیم ایران که جوایز بسیاری در سطح جهانی گرفته است. دو اثر به نمایش گذاشته شد.

او به همراه شیرین علی آبادی ویدیویی از سریال های مختلف تلویزیونی ایران در دهه اخیر را در کنار هم تدوین کرده بود. نتیجه کولاژی طنزآمیز بود که نشان می داد چگونه ملودرام های بی آزار در شکل دادن نُرم های اجتماعی جامعه موثرند.

از وی چیدمان دیگری به نام "صف شکلات" به نمایش گذاشته شده بود.نمایش پیکری بی جان که با شیرینی ها و شکلات های ایرانی مزین شده بود.

این اثر تناقضی چندگانه را در خود حمل می کرد. از تاریکی مرگ به روشنایی شیرینی. ایرانی ها حتی در عزا نیز شیرینی و خرما پخش می کنند. رنگ های شاد زرد، قرمز و سبز این چیدمان با واقعیت تلخ مرگ شاید نمایشگر خاکستری های زندگی روزمره است.

نازگل انصاری نیا، هنرمند سی ساله مقیم ایران که تحصیلات هنری خود را در لندن گذرانده است، با چیدمانی خلاقانه در نمایشگاه حضور داشت.

او در چهار جلد کتاب، گزارشی امنیتی در آمریکا را بصورت یک لغت نامه در آورده و کل محتوای گزارش را بصورت واژه نامه باز نویسی کرده. وی در واقع رابطه دستور زبانی گزارش را شکسته و معنای جدیدی پدید آورده که محدودیت کلمات ، تکرار و تاکید را در آن به نمایش می گذارد.

مجلدهای این مجموعه کتابها در کنار هم هر کدام عناصر تصویری مختلفی از مهر ریاست جمهوری آمریکا به نمایش می گذارد؛ جلوه ای است در عین حال از محتوای متن.

سولماز شهبازی، هنرمند مقیم ایران و آلمان، ویدیوی کوتاه به نام پرسپولیس را به نمایش درآورد. این اثر یک سه گانه نوستالژیک بود که تنها آخرین ویدیوی آن مربوط به تهران می شد، شهری که در دوران کودکی او در شمیران، روستاها و دهات مختلف قرار داشت، قابل تشخیص نبود.

 

امروز این مناطق را انبوه برج های مسکونی پوشانده است. لحظات پنهان، راز های سرکوب شده و خاطرات زمان های دور بازتاب حساسیت های سولماز در این اثر بود.

هنرمند افغان

رهرو عمرزاد هنرمند افغان به همراه سایر هنرمندان عضو مرکزهنرهای معاصر افغانستان ده ویدیوی کوتاه عمدتا صامت را به نمایش گذاشتند.

این فیلم های کوتاه موضوعات گوناگونی از جمله شرایط اجتماعی، تاثیرات آموزش رسمی بر روی روان فرد را مورد کنکاش قرار می داد.

یکی از آنها فردی را نشان می داد که برای سوار شدن به اتوبوس و تاکسی نه از در آن بلکه از پنجره وارد می شد.حتی به جای در ورودی خانه از پنجره استفاده می کرد.

مسئولان نمایشگاه این ده ویدیو را در اتاقکی کوچک که تنها یک نفر در آن جا می شد، نمایش می دادند که طراحی آن نمادی از محدودیت شرایط وخیمی است که هنرمندان افغان برای آفرینش تولیدات خود با آن روبرو هستند.

در عین حال این اثر جشن هنرمند خلاق است. آنها انرژی تولید می کنند که بر این محدودیت ها فایق آید و پاسخ حزن آلودی است به جنگ، قربانیان آن، امید، آسیب و بهشت گمشده.