وبلاگ متفاوت محسن طاهری

متن کامل اخبار چهارشنبه 20 مه 2009 - 30 اردیبهشت 1388

متن کامل اخبار  چهارشنبه 20 مه 2009 - 30 اردیبهشت 1388

اسامی نامزدهای تایید شده انتخابات ریاست جمهوری ایران اعلام شد

اسامی نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری ایران اعلام شده است.

روز چهارشنبه، 20 مه (30 اردیبهشت)، ستاد انتخابات وزارت کشور با صدور بیانیه ای اسامی چهار نفر را به عنوان نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان برای رقابت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران اعلام داشت.

از میان بیش از چهارصد تن از کسانی که به عنوان داوطلب نامزدی در این انتخابات در وزارت کشور ثبت نام کرده بودند، شورای نگهبان صلاحیت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری کنونی، محسن رضایی میرقائد، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده پیشین سپاه پاسداران، مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس و رئیس پیشین بنیاد شهید، و میر حسین موسوی خامنه، آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی را مورد تایید قرار داده است.

تایید صلاحیت این چهار نفر به عنوان نامزدهای این دوره از انتخابات قابل پیش بینی بوده است.

در بیانیه ستاد انتخابات وزارت کشور آمده است که طبق قانون انتخابات، نامزدهای تایید صلاحیت شده می توانند تبلیغات انتخاباتی خود را از صبح روز اول خرداد آغاز کنند و تا روز 20 خرداد ادامه دهند.

رای گیری از بامداد روز جمعه، 22 خرداد آغاز می شود و یک روز ادامه خواهد داشت و تبلیغات انتخاباتی طی بیست و چهار ساعت قبل از رای گیری ممنوع است.

صلاحیت رفعت بیات، اکبر اعلمی و قاسم شعله سعدی، از داوطلبان شناخته شده نامزدی انتخابات مورد تایید شورای نگهبان قرار نگرفته است.

شورای نگهبان طبق تفسیر خود از قانون اساسی، تا کنون از تایید صلاحیت زنان برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری خودداری ورزیده و پیشتر صلاحیت اکبر اعلمی برای نامزدی انتخابات مجلس را رد کرده بود و آقای شعله سعدی، نماینده دوره های سوم و چهارم مجلس، در دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری موفق به کسب صلاحیت نشده بود.

محمود احمدی نژاد

چهار نفری که صلاحیت آنان مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته پیش از این تصدی سمت های دولتی مهمی را در جمهوری اسلامی بر عهده داشته اند.

محمود احمدی نژاد، در دور دوم انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در سال 1384 توانست با پیروزی بر اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری پیشین و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به ریاست جمهوری انتخاب شود.

آقای احمدی نژاد در سال 1335 در شهرستان گرمسار، که در حال حاضر از شهرستان های استان سمنان است، متولد شد و گفته است که پدرش به شغل آهنگری اشتغال داشت اما به تهران مهاجرت کرد.

محمود احمدی نژاد دارای مدرک دکترا در رشته برنامه ریزی حمل و نقل ترافیک است.

قبل از انتخاب به ریاست جمهوری، وی سمت های مختلفی از جمله شهرداری تهران، استانداری اردبیل، فرمانداری خوی و ماکو را برعهده داشت و با شعارهای آوردن پول نفت سر سفره مردم، دولت عدالت گستر و مبارزه با فساد در انتخابات سال 1384 شرکت کرد.

بخش اعظم دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد با افزایش سریع بهای نفت در بازارهای جهانی و درآمدهای وافر ارزی برای ایران همراه بود اما منتقدان وی نحوه استفاده از این درآمدها را مورد انتقاد قرار داده و دولت را به افزایش بی رویه هزینه های دولتی و شدت بخشیدن به روند تورم قیمت ها متهم ساخته اند.

محسن رضایی

محسن رضایی میرقائد پنجاه و پنج سال سن دارد و متولد یکی از روستاهای مسجد سلیمان در استان خوزستان است.

آقای رضایی در سال های اول انقلاب در پایه گذاری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شرکت داشت و بعدا به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و از سال 1360 تا 1376 فرمانده سپاه پاسداران بود.

در سال 1378، محسن رضایی خود را نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی کرد اما موفق به ورود به مجلس نشد و در انتخابات دوره قبلی ریاست جمهوری یکی از نامزدهای اصلی انتخابات محسوب می شد اما کوتاه مدتی قبل از رای گیری، از دور انتخابات کناره گرفت.

محسن رضایی، که دارای درجه دکترا در رشته اقتصاد است، در حال حاضر سمت دبیری مجمع تشخیص مصلحت را برعهده دارد از نامزدهای محافظه کار در انتخابات جاری محسوب می شود اما جنبه هایی از سیاست های دولت آقای احمدی نژاد را به شدت مورد انتقاد قرار داده است.

وی یکی از پنج شهروندایرانی است که دادگستری آرژانتین به ظن ارتباط با انفجار سال 1994 در مرکز همیاری یهودیان در آن کشور خواهان جلب بین المللی آنان بوده است.

مهدی کروبی

مهدی کروبی، دیگر نامزد مورد تایید شورای نگهبان، در سال 1316 در الیگودرز، که در حال حاضر از شهرستان های استان لرستان است، متولد شد و در حوزه علمیه و رشته الهیات دانشگاه تهران تحصیل کرده است.

آقای کروبی در سال 1358 برای نخستین بار به مجلس راه یافت و بعدها در دوره سوم به ریاست مجلس برگزیده شد و بار دیگر، پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی سال 1378، که اصلاح طلبان اکثریت کرسی ها در اختیار داشتند، رئیس مجلس شد.

وی همراه با گروهی دیگر از روحانیون طرفدار اقتصاد دولتی در دهه 1360 از جامعه روحانیت مبارز خارج شد و همراه با چند روحانی دیگر، گروه موسوم به مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند.

مهدی کروبی از جمله نامزدهای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود که پس از اعلام نتیجه رای گیری، نسبت به صحت این نتیجه ابراز تردید کرد.

پس از شکست در انتخابات، آقای کروبی حزب اعتماد ملی را پایه گذاری کرد که روزنامه ای به همین نام را منتشر می کند.

از مهدی کروبی، که منتقد صریح اللهجه دولت محمود احمدی نژاد است، به عنوان یکی از نامزدهای اصلاح طلب نام برده می شود.

با نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری، محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق، و میر حسین موسوی هر دو به عنوان نامزدهای مورد نظر جناح اصلاح طلب اعلام آمادگی کردند اما آقای خاتمی بعدا به نفع میر حسین موسوی از نامزدی در این انتخابات انصراف داد.

میر حسین موسوی

میرحسین موسوی خامنه در سال 1320 شمسی در شهرستان خامنه، استان آذربایجان شرقی، متولد شده و فارغ التحصیل رشته معماری و شهرسازی دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی فعلی) است و در سال های قبل از انقلاب در همین دانشگاه تدریس کرده است.

پس از انقلاب، آقای موسوی به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در آمد و برای مدتی، مدیر مسئول و سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود.

وی در سال 1360 به سمت نخست وزیری منصوب شد و تا سال 1368 در همین سمت باقی ماند و پس از وی، با اصلاح قانون اساسی، سمت نخست وزیری از تشکیلات حکومتی ایران حذف شد.

بخش اعظم دوره نخست وزیری آقای موسوی در زمان جنگ ایران و عراق سپری شد و دولت وی به گسترش دامنه اقتصاد دولتی شهرت دارد.

وی پس از کناره گیری از ریاست دولت، در سمت های مختلف از جمله مشاور رئیس جمهوری، عضو مجمع تشخیص مصلحت و ریاست فرهنگستان هنر ایران خدمت کرده است.

آقای موسوی در سخنانی که از زمان پذیرش نامزدی جناح اصلاح طلب ایران کرده، سیاست های دوران نخست وزیری خود را زاییده شرایط آن زمان دانسته است.

وی از جنبه های مختلف رویکرد دولت محمود احمدی نژاد را در زمینه های اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی و برخوردهای فرهنگی به شدت انتقاد کرده و وعده داده است که در صورت پیروزی در انتخابات، به اصلاحات گسترده ای در این زمینه ها دست بزند.

 

تاریخ مناظره های انتخاباتی ایران مشخص شد

قرعه کشی مربوط به پخش برنامه های تلویزیونی انتخابات ایران با حضور نمایندگان نامزدهای انتخاباتی و رئیس سازمان صدا و سیما انجام و تاریخ مناظره های انتخاباتی میان نامزدها مشخص شده است.

بر اساس گزارش رسانه های ایران، مراسم قرعه کشی عصر روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت (۲۰ مه) با حضور مهدی کلهر به نمایندگی از محمود احمدی نژاد، مرتضی الویری به نمایندگی از مهدی کروبی، شهرام گیل آبادی به نمایندگی از محسن رضایی و بیژن زنگنه و احمد پورنجاتی به نمایندگی از میرحسین موسوی برگزار شد.

بر اساس این گزارش ها، مناظره میان آقای کروبی و آقای رضایی روز ۱۲ خرداد، مناظره میان آقای موسوی و آقای احمدی نژاد در روز ۱۳ خرداد، مناظره میان آقای رضایی و آقای موسوی روز ۱۴ خرداد، مناظره میان آقای احمدی نژاد و کروبی روز ۱۶ خرداد، مناظره میان آقای موسوی و آقای کروبی روز ۱۷ خرداد و مناظره میان آقای رضایی و آقای احمدی نژاد روز ۱۸ خرداد برگزار خواهد شد.

مدت هر یک از این مناظره ها یک ساعت و نیم در نظر گرفته شده و فیلم آنها از ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه به وقت تهران از شبکه سوم تلویزیون ایران پخش خواهد شد.

آغاز تبلیغات رسمی

وزیر کشور ایران آغاز تبلیغات رسمی نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران را اعلام کرد.

صادق محصولی صبح روز چهارشنبه پس از اعلام اسامی نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیت آنها را برای انتخابات تأیید کرده است، گفت: "تبلیغات رسمی داوطلبان از این لحظه آغاز می شود و تا ساعت ۸ صبح روز ۲۱ خرداد ادامه می یابد".

وزیر کشور ایران گفته است: "برای اولین بار تلاش کردیم که فرصت پخش یک برنامه تبلیغاتی در روز آخر تبلیغات برای همه نامزدها فراهم شود".

ادامه انتقادات از صدا و سیما

در این حال انتقادات از عملکرد انتخاباتی سازمان صدا و سیما ادامه دارد.

یک روز پس از انتشار نامه های سرگشاده مهدی کروبی و میرحسین موسوی که در آن ها از عملکرد صدا و سیما انتقاد شده بود، "ستاد خودجوش مردمی حمایت از احمدی نژاد" هم با انتشار بیانیه ای به جمع منتقدان تلویزیون ایران پیوست.

ستاد حامیان آقای احمدی نژاد به پخش برنامه ای به نام 'جریان' از تلویزیون ایران اعتراض کرده اند که مجری بخشی از آن سعید ابوطالب، نماینده اصولگرای دور قبلی مجلس و از منتقدان دولت نهم است.

در بیانیه این ستاد آمده است که آقای ابوطالب در برنامه دوشنبه شب خود دو نماینده منتقد دولت را دعوت کرده و آنها بدون حضور نماینده ای از طرف دولت یا کسی که از مواضع آن دفاع کند، به انتقاد از عملکرد دولت آقای احمدی نژاد پرداخته اند.

حامیان آقای احمدی نژاد در بیانیه خود نوشته اند که شواهد از "نفوذ کانون فتنه علیه گفتمان انقلاب و عدالت خواهی در برنامه 'جریان' و برخی دیگر از برنامه های صدا و سیما" حکایت دارد.

سعید ابوطالب چندی پیش به حمایت از نامزدی میرحسین موسوی گرایش نشان داده بود.

او در برنامه تلویزیونی مورد اشاره گفته است که از چند چهره مدافع دولت هم دعوت شده اما آنها به دلایل مختلف در برنامه حاضر نشده اند.

حمایت نهضت آزادی از نامزدهای اصلاح طلب

نهضت آزادی ایران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرده است که از هر دو نامزد جناح اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران حمایت می کند.

نهضت آزادی در اطلاعیه خود از عملکرد دولت محمود احمدی نژاد به تندی انتقاد کرده و دوره ریاست جمهوری او را از دشوارترین دوره هایی خوانده که بر ایران و ایرانیان گذشته است.

نهضت آزادی ضمن انتقاد از چگونگی برگزاری انتخابات در ایران، از مردم خواسته است با شرکت گسترده در انتخابات به تغییر اوضاع کشور کمک کنند.

در اطلاعیه نهضت آزادی، "اصلاحات" تنها راه توسعه و پیشرفت ایران خوانده شده و آمده است: "آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی، هر دو واجد ویژگی ها و ظرفیت هایی هستند که به رغم موانع موجود و در چارچوب ساختار کنونی می توانند کف مطالبات سیاسی اصلاح طلبانه را پاسخ دهند".

لاریجانی: مصلحت نمی بینم نامزد معرفی کنم

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی و نامزد دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری ایران گفته است که مصلحت نمی بیند در بحث های انتخاباتی دخالتی داشته باشد و نامزد مورد نظر خود را معرفی کند.

او در گفتگو با خبرگزاری مهر از احتمال تشکیل مجمع عمومی فراکسیون اصولگرایان مجلس در "یکی دو هفته آینده" خبر داد و گفت در این جلسه، موضوع معرفی نامزد انتخاباتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

او گفت که عدم معرفی نامزد توسط این فراکسیون تا کنون به دلیل نظر شخصی او نبوده است.

تجمع حامیان موسوی در مقابل فرمانداری تهران

گروهی از حامیان میرحسین موسوی روز چهارشنبه با تجمع در برابر فرمانداری تهران خواستار صدور مجوز برگزاری مراسم سالگرد دوم خرداد شدند.

سایت قلم، یکی از سایت های نزدیک به ستاد انتخاباتی آقای موسوی، نوشته است که این تجمع پس از آنکه فرماندار تهران قول صدور مجوز برای برگزاری مراسم را داد، پایان یافت.

حسین طلا، فرماندار تهران روز قبل گفته بود که یکی از دلایل عدم صدور مجوز برای برگزاری مراسم سالگرد دوم خرداد، اعلام نشدن اسامی نامزدهای تأیید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان بوده است.

سایت های نزدیک به ستاد آقای موسوی پیش تر از هواداران محمد خاتمی و میرحسین موسوی برای شرکت در مراسم مذکور دعوت کرده بودند.

 

ردصلاحیت شدگان سرشناس چه می‌گویند؟

در میان صدها نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران که صلاحیت آنها مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگرفته است، سه نام آشنا به چشم می خورد: رفعت بیات، قاسم شعله سعدی و اکبر اعلمی.

خانم بیات، نماینده زنجان در مجلس هفتم، در مورد رد صلاحیت خود به بی بی سی فارسی گفت که موضوع رسما به او اعلام نشده اما عدم تأیید صلاحیت او، دو دلیل می تواند داشته باشد.

او گفت: "دلیل اول این است که من زن هستم، اما گمان نمی کنم دلیل رد صلاحیت من این باشد، چون چندی پیش سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که این شورا در مورد واژه رجل سیاسی تفسیری نداشته است و صلاحیت نامزدهای زن و مرد در شرایط یکسان بررسی می شود".

به گفته خانم بیات موضوع دیگری که ممکن است باعث رد صلاحیت او شده باشد، وجود نگرش دو جناحی در شورای نگهبان بوده است.

او گفت: "این نگرش دو جریانی (اصلاح طلب - اصولگرا) دیگر در کشور جواب نمی دهد و به نظر من شورای نگهبان می بایست پنجره جدیدی باز می کرد".

خانم بیات گفت که او و چند نامزد دیگر خود را نیروهای انقلاب اسلامی می دانند و انتظار داشتند به عنوان نامزدهای مستقل فرصت رقابت در انتخابات را پیدا کنند.

او می گوید با وجود این نسبت به تصمیم شورای نگهبان اعتراض نخواهد کرد: "این روندی است که باید به تدریج طی شود تا شورای نگهبان فضایی جدید باز کند. گمان می کنم باید منتتظر گذشت زمان باشیم، هر چند در مورد من کم لطفی کردند".

'حکم حکومتی'

قاسم شعله سعدی نیز در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که شورای نگهبان دلیل رد شدن صلاحیتش را به او اعلام نکرده است.

آقای شعله سعدی گفت: "دلیلی هم نمی توانند در مورد من ارائه دهند، زیرا تمام شرایط قانونی را دارا هستم".

او گفت که استاد دانشگاه و حقوقدان است، در گذشته نماینده مجلس بوده و ده سال هم به عنوان وکیل پایه یک دادگستری سابقه وکالت دارد.

علاوه بر این، آقای شعله سعدی می گوید که سابقه خدمت دیپلماتیک دارد و چند سال هم مسئول دعاوی بین المللی ایران بوده است: "بنابراین نمی توانند بگویند که من رجل سیاسی نیستم".

آقای شعله سعدی دلیل احتمالی رد صلاحیت خود را نامه ای می داند که هفت سال پیش به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود و در آن از بعضی سیاست های نظام انتقاد کرده بود.

آقای شعله سعدی می گوید: "اتفاقا این نامه خود دلیلی است بر این که من رجل سیاسی هستم. اگر من احساس مسئولیت کردم و نامه ای از سر دلسوزی نوشتم، نباید من را محروم کنند".

او گفت که حالا تنها می تواند موضوع را به اطلاع آقای خامنه ای برساند و امیدوار باشد که او در موضوع دخالت کند: "افکار عمومی رد صلاحیت من را به حساب آقای خامنه ای خواهد گذاشت".

رضا جلالی، سخنگوی اکبر اعلمی هم به بی بی سی گفت که دلیل رد صلاحیت آقای اعلمی را "نطق های آتشین" او در دوره نمایندگی مجلس می داند که در آنها به مسئولان اجرایی دولت های آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد انتقاد کرده است.

او گفت که بعید است اعتراض به شورای نگهبان نتیجه ای داشته باشد و تنها امید، حکم حکومتی رهبر ایران است.

 

نگاهی دیگر: نخبگان و انتخابات؛ آیا قهر پایان می‌گیرد؟

سه هفته مانده به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، هنوز این انتخابات نتوانسته روشنفکران و نخبگان را همانند انتخابات قبلی به میدان بیاورد و درگیر مبارزه برای پیروزی کاندیداهایی کند که علائم روشن تری برای توسعه فرهنگی و رعایت اهل فکر می فرستند و علائق بیشتری برای توسعه فرهنگی از خود نشان می دهند.

سئوال این است که آیا نخبگان دلخسته از شکست در انتخابات گذشته، بار دیگر به قهر رو آورده اند یا در آخرین روزها از وحشت سانسور به نفع یکی از نامزدها به میدان می آیند؟

نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، که اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود که در دو دور انجام شد، بیش از همیشه در تاریخ سی ساله جمهوری در ایران، نخبگان را درگیر خود کرد.

در یک آزمایش سخت، و از دیدگاه روشنفکران جان فرسا، این بخش از جامعه به شدت درگیر انتخابات شد و به نوعی علیه شعارهای پیشین خود که نوعی تحریم ساکت بود، موضع گرفت.

پیشینه

تاریخ معاصر ایران از جهت نقشی که نخبگان در آن به عهده گرفته اند، از انقلاب مشروطیت در سال 1286 تا انقلاب اسلامی در بهمن 1357 کارنامه روشنی دارد.

دولت های حکومت سلطنتی مشروطه، با هر میزان از خودکامگی پادشاهان، نیاز خود را به نخبگان احساس کرده و همواره در جلب آنان کوشیدند، گرچه شرط اصلی دوری از تفکرات سیاسی بود، اما اگر این شرط پذیرفته می شد، زمینه رشد فراهم بود.

اما روشنفکران (که بخش پرنفوذی از نخبگان را تشکیل می دهند) از این مقوله دور بودند و جز دوران کوتاهی در نهضت ملی کردن نفت، آشتی روشنی بین آنان و نظام حاکم وجود نداشت.

نیمی از این دوران را مارکسیسم بر بخش بزرگی از جریان روشنفکری ایران حکومت می کرد و حضور اتحاد جماهیر شوروی در شمال کشور، حکومت را به سوی مبارزه با آن می برد که عملا مبارزه با روشنفکری معنا می داد.

آنچه در سه چهارم قرن بیستم روشنفکران را از نزدیک شدن به نظام حکومتی باز می داشت، همان تعریف قرن بیستمی روشنفکری بود که اروپا را در بر گرفته بود و در ایران علی شریعتی و جلال آل احمد از بزرگ ترین شارحان آن بودند و نسلی بر پایه همین تفکر تربیت شد و در انقلاب جلوه کرد.

این نسل به تبع الگوهای خود همیشه رفتار خود را علیه حکومت وقت تنظیم می کرد و از همین رو درگیر هیچ طرح سیاسی پوزیسیونی نمی شد؛ پس در رایج ترین نمونه ها، سکوت قهرآمیز، رفتار روشنفکران بود.

وقوع انقلاب و همصدایی با توده ها، کوتاه مدتی روشنفکران را به سوی آشتی با جریان انقلاب کشاند، اما کوتاه مدتی بعد (در سال 1358 همزمان با دیدار هیئت رییسه کانون نویسندگان با بنیانگذار جمهوری اسلامی) عملا این آشتی پایان گرفت.

سرکوب نشریات و کتاب های روشنفکران و زندانی کردن گروهی و اعدام دو تن از اعضای کانون نویسندگان و تبعید و مهاجرت بخش عمده ای از آنان عملا صحنه را در اختیار انقلابیون گذاشت تا نخبگان خود را تربیت کنند. فترت این دوران، بیست سالی به طول کشید.

انتخابات مجلس پنجم و انتخابات دوم خرداد به روشنفکران خبر داد که نخبگان جمهوری اسلامی می خواهند و می توانند فضای بهتری برای زیست روشنفکران فراهم آورند.

با این همه نشانه ای در دست نیست که روشنفکران در جریان این دو واقعه همصدایی های روشنی با نخبگان فن سالار نشان داده باشند. اما افق از جای دیگر باز شد و دولت اصلاح طلبان با رای خیره کننده ای روی کار آمد.

روشنفکران و دوم خرداد

هشت سال دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، بهترین دوران کار و زندگی برای نخبگان و دانش آموختگان و روشنفکرانی بود که برخی از آنان بعد از انقلاب مهجور و منزوی شده بودند.

چاپ کتاب های متنوع، روزنامه های مختلف که سلیقه های گوناگون را تا اندازه ای ارضا می کرد، ساخت فیلم ها و به صحنه آمدن تئاترها و اجرای موسیقی های زنده فضای تازه ای را ایجاد کرد که اهمیت آن از دید نخبگان دور نماند؛ گرچه در همان دوره هم جناح راست از طریق گروه های فشار موانع جدی در راه توسعه فرهنگی ایجاد می کرد.

اما در پاییز 1377 در ماه عسل دولت دوم خرداد با روشنفکران و نخبگان، قتل چند تن از روشنفکران (محمد مختاری، جعفر پوینده، پیروز دوانی، مجید شریف) توسط گروهی که نیروهای خودسر اطلاعاتی خوانده شدند و ابتدا پروانه و داریوش فروهر را به طرز فجیعی کشتند، به مخالفان جمهوری اسلامی امکان داد تا تاکید کنند که امکان آشتی روشنفکران و نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد، اما تحولات آینده نشان داد که اجماعی در این زمینه در ایران شکل نگرفته است.

حضور روشنفکران به همراه دیگر نخبگان (از جمله فن سالاران که بعد از پایان جنگ هشت ساله در کشور رشد کرده و سکان بازسازی و تحولات اقتصادی را در دست گرفته بودند) در انتخابات نهم ریاست جمهوری، حاصل تجربه ای بود که از همین کشمکش ها پدید آمد و به گفته دکتر عبدالکریم سروش بر بنیاد این نظر کارل پوپر قابل تبیین بود که نوشته است "وقتی باران آمد، باید چتری گشود".

آشتی نخبگان فن سالار و روشنفکران معترض، با بخش عمده ای از جامعه شهری در جریان انتخابات گذشته ریاست جمهوری حادثه ای بدیع بود که جز مواردی اندک در طول تاریخ یک صد ساله عمر قانون در کشور سابقه نداشت.

از این ترکیب اما پیروزی حاصل نیامد و برای سردی و دیر باوری کنونی نخبگان هم توجیهی جز این نمی توان داشت که شکست را انتظار نداشتند. آیا به دنبال آن شکست بار دیگر راه نخبگان و توده های مردم از هم جدا شده است؟

امتحان سخت

انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری به ویژه برای روشنفکران امتحان سختی بود، چرا که بعد از سال ها به میدان در آمدند و خود را هدف تیر مخالفان قرار دادند.

به تعبیر یک نویسنده، روشنفکران در جریان انتخابات تابستان 1384 ناگزیر شدند علیه خود برخیزند، و مردم را دعوت به دادن رای به کسی کنند که بیش از بیست سال - همصدا با مردم - علیه وی تبلیغ کرده و در لابه لای پیام های خود او را مظهر فرهنگ و نظامی دانسته بودند که جز آزار روشنفکران و سانسور آنها در سر نداشته است.

اما به ویژه در دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری (تیر 1384) بازی به گوشه ای رسید که چاره ای جز انتخاب بین یک جوان تندرو و احساساتی یا یک روحانی کارکشته نماند و چنین بود که نه فقط نخبگان فن سالار که گروهی از روشنفکران همیشه معترض هم به میدان آمدند و از مردم خواستند که به همان کسی رای دهند که هشت سال قبل، در اوج نهضت اصلاح طلبی با تکرار القابی مانند "عالیجناب" به مقابله با وی رفته بودند.

استناد اصلی روشنفکران برای دعوت مردم به دادن رای به اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات گذشته همان بود که چند سال قبل در فرانسه اتفاق افتاده و چپ ها را واداشته بود به دشمن همیشگی خود، ژاک شیراک، رای بدهند تا مبادا ژان ماری لوپن نماینده راست افراطی به کاخ الیزه نزدیک شود.

تجربه ایران به تحلیلگران انتخاباتی نشان داد که نخبگان و روشنفکران گرچه در انتخابات نهم بازنده شدند اما وزن اساسی دارند و می توانند در سرنوشت انتخابات - به ویژه در شهرهای دانشگاهی - اثر بگذارند، منتهی برای چنین کاری نیاز به رسانه هایی فراگیر دارند.

به باور تحلیلگران سیاسی، یکی از اصلی ترین دلایل جدایی راه نخبگان از رفتار جمعی توده ها، در همه سال های بعد از انقلاب در نگاهی می گذشت که این دو طبقه به صحنه سیاسی و امکانات موجود در آن داشته اند.

روشنفکران که در پاره ای موارد علمداری نخبگان جامعه را به عهده داشته و عملا طبقه مرجع را ساخته بودند در جست و جوی آرمان های انسانی عدالتجویانه، در نوشته ها و آثار خود به راحتی امروز را فدا می کردند.

اما توده مردم چنین نبودند و خواستار بهبودی هر چه اندک در زندگی روزمره خود بودند. درگیری در بحث های عمقی سیاسی از سرگرمی های روزمره توده مردم نبود.
اکنون پرسش پیش روی روشنفکران این است که چطور می خواهند ارتباط خود با توده های رای دهنده مردم را احیا کنند؟

 

نگاهی دیگر: دلایل پیش‌بینی ناپذیری انتخابات

 

یکی از جملاتی که در بسیاری بحث ها و تحلیل های انتخاباتی ایران شنیده می شود این است که "رای دادن مردم ایران هم مثل خودشان پیش ‏‏بینی ناپذیر است."

این نظر به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ رواج بیشتری پیدا کرده و گاه و بی گاه در توضیح نتایج آن انتخابات، دست کم در دور اول، به کار گرفته می شود.

با وجود این به نظر می رسد که به کار گیری صفت "پیش بینی ناپذیر" در مورد عامه رای دهندگان، عملا توضیح ناپذیر جلوه می کند؛ یعنی رفتار توده مردم را، به عنوان عاملان اصلی در بروز آن پدیده، از حوزه منطق و بررسی عقلانی خارج می کند.

حال آنکه آنچه از آن به عنوان رفتار غیرقابل پیش بینی مردم یاد می شود، به نوعی پیروی از منطق فردی است در فضایی که هیچ اندیشه یا گفتمانی مقبولیت جمعی، به آن اندازه که بتواند سلایق شخصی را شکل دهد، ندارد.

در واقع، در نبود این منطق جمعیِ مسلط، توده های مردم به منطق فردی یا گروهی خویش (در ابعاد کوچک) رجوع می کنند.

این رفتار شخص- محور از نگاهِ دورِ ناظر بیرونی به سادگی و در برابر شمار انبوهی از این "فرد"ها قابل درک نیست و از این رو به آن نام پیش بینی ناپذیر داده می شود.

در روز رای گیری در انتخابات ششمین دوره مجلس ایران در سال ۱۳۷۸، بسیاری از رای دهندگان در تهران با بریده ای از یکی از روزنامه های اصلاح طلب آن دوران وارد حوزه های رای گیری می شدند.

این بریده در واقع لیست سی نفره ای بود از نامزدهایی که آن روزنامه ها برای نمایندگی مردم تهران پیشنهاد کرده و به اتفاق در فرصت تبلیغات انتخاباتی در حاشیه صفحه اول خود چاپ می کردند.

اگرچه تفاوت هایی جزیی در برخی از این لیست ها دیده می شد و بی تردید بودند رای دهندگانی که در عین گرایش به اصلاح ‏طلبان با منطقی شخصی، نامی را از لیست خط زده یا به آن می افزودند، اما کلیت این پیشنهاد بین شهروندان تهرانی مقبولیت داشت و تقریبا با همان ترتیب از صندوق ها بیرون آمد.

می توان گفت که در این برهه زمانی بخش قابل توجی از مردم روزنامه ها و روزنامه نگاران را به عنوان گروهی مرجع برای رفتار سیاسی خود پذیرفته بودند.

در این حالت منطق شخصی تحت تاثیر منطقی جمعی بود و رای دهندگان نام یا نام های بعضا نا آشنا را به اعتبار یک گروه مرجع روی برگه های رای می نوشتند.

با گذشت ده سال از آن روز، نه تنها روزنامه ها و روزنامه نگاران جایگاه و تاثیرگذاری خود را از دست داده اند، که هیچ گروه یا گفتمان دیگری نیز نتوانسته خلاء مرجعیت سیاسی بخش بزرگی از شهروندان ایرانی را پر کند.

امروز نه حمایت این حزب اصلاح طلب، نه بیانیه آن جمعیت فقها، نه امضای این روشنفکر و آن فعال سیاسی، هیچ یک ضامن بسیج توده های مردم نیست.

حاصل آنکه در نبود - یا بی اعتباری - گروه های مرجع رای دادن یا انتخاب از عملی سیاسی با پیامدهای جمعی به امری عمدتا شخصی تقلیل یافته است.

بدون شک در شکل گیری چنین فضایی نقش ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران و عملکرد صاحبان قدرت نیز قابل چشم‏ پوشی نیست.

ساختاری که در آن فعالیت های مدنی عموما برتابیده نمی شود و از تشکل های صنفی گرفته تا جنبش زنان و حرکت های دانشجویی با محدودیت های فراوان روبه رو هستند.

در این شرایط ایجاد ارتباط معنادار بین هر یک از این گروه ها با بدنه جامعه به سادگی ممکن نیست و گسست میان نخبگان پیگیر و درگیر سیاست با توده های مردم ناگزیر می نماید.

با این همه، به رغم شرایط دشوار ساختاری، کسانی که باید منطقا برای بازتعریف نسبت خود با مردم و رسیدن به جایگاهی معنادار در سیر تحولات سیاسی ایران بکوشند، نخبگان این کشور (در معنای عام کلمه) هستند.

اساسی ترین نکته اما این است که اطلاق"غیر قابل پیش بینی" به جامعه ایران پیش و بیش از هر کس از سوی همین دسته صورت می گیرد.

به بیان دیگر، به نظر می رسد همان گروهی که کمابیش در بطن این مسأله جای دارد، با نادیده گرفتن نقش خود و نشانه رفتن انگشت به سوی توده های مردم، از برداشتن گام اولِ حل هر مسأله، یعنی تلاش برای فهم دقیق آن، سر باز می زند.

 

پرتاب "موفقیت آمیز" موشک سجیل 2

محمود احمدی نژاد،رییس جمهوری ایران ، از پرتاب موفقیت آمیز موشک دور برد سجیل 2 خبر داده است.

آقای احمدی نژاد،روز چهارشنبه 30 اردیبهشت ( 20 مه ) ، در جریان سفربه استان سمنان و در جمع مردم آن شهر گفت موشک دور برد سجیل 2 که با فناوری پیشرفته ساخته شده با موفقیت پرتاب شده است.

وی افزود این موشک از سمنان شلیک شد و در نقطه هدف فرود آمد.

موشک سجیل 2 برخلاف موشک میان برد شهاب سه از سوخت جامد استفاده می کند.

به گفته رییس جمهوری ایران ، سجیل موشکی است چند مرحله ای، به طوری که دو مرحله انفعال در این موشک صورت می گیرد، سپس وارد جو شده و پس از آن در ماورای جو قرار می گیرد، و در آخر به نقطه هدف اصابت می کند.

آقای احمدی نژاد گفت:" موشک سجیل 2 که دارای فناوری بسیار پیشرفته ای است ،از قدرت تحرک بالایی برخورداراست، و دارای برد بسیار زیادی است ."

خبر پرتاب موشک سجیل 2 در حالی انتشار می یابد که در 22 آبان ماه سال گذشته ایران از پرتاب آزمایشی موشک سجیل یک خبر داده بود.

سرتیپ مصطفی محمد نجار ، وزیر دفاع ، به هنگام پرتاب موشک سجیل 1 گفته بود که این موشک زمین به زمین به طور کامل توسط متخصصان سازمان هوا فضای وزارت دفاع ایران، طراحی و ساخته شده است.

وی برد موشک سجیل را نزدیک به 2 هزار کیلومتر عنوان کرد.

 

"نامه دادستان دلالت بر توقیف یاس نو نداشت"

بدنبال توقیف مجدد روزنامه یاس نو که یک روز پس از پنج سال انتظار برای انتشار مجدد صورت گرفت، سخنگوی قوه قضاییه گفته است که نامه سعید مرتضوی، دادستان تهران، دلالت بر توقیف نداشته و این برداشت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده که معتقد به توقیف انتشار این روزنامه بوده است.

آقای جمشیدی این را هم افزوده که در تماسی که با معاون آقای مرتضوی داشته وی گفته است رای به دادستان ابلاغ نشده بوده و از آنجا که شخص دادستان تهران جزو شاکیان پرونده روزنامه یاس نو - نزدیک به حزب مشارکت ایران اسلامی- بوده به همین دلیل به حکم اعتراض و رونوشت را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم ارسال کرده است.

این در حالی است که برخی کارشناسان حقوق بر این عقیده اند که حرف دادستان تهران پایه قانونی ندارد چرا که بایستی در مهلت قانونی اگر اعتراضی هم داشته مطرح می کرد.

در همین رابطه، سخنگوی قوه قضاییه اشاره ای مهم به آینده کرده و گفته است: "اگر فرض کنیم که اعتراض دادستان خارج از مهلت قانونی باشد طبیعی است که دادگاه تجدید نظر آن اعتراض را رد می کند".

از نگاه ناظران، آقای جمشیدی ضمن اینکه باب انتشار مجدد یاس نو را نبسته است در عین حال انتشار مجدد آن را به رای دادگاه تجدید نظری موکول کرده که اگر هم اعتراض سعید مرتضوی را به قول سخنگوی قوه قضاییه خارج از مهلت قانونی بداند، باز هم احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که این روزنامه بتواند سکویی برای نشر دیدگاههای اصلاح طلبان در حزب مشارکت باشد که در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری چند هفته آینده از میر حسین موسوی در مقابل نامزدهای دیگر حمایت می کند.

از نگاه ناظران، دلیل اصلی عجله برای توقیف روزنامه یاس نو همان بحث انتخابات ریاست جمهوری پیش روست، انتخاباتی که در آن، به گفته فعالین و منتقدین، چرخ های جریان حاکم رسانه ای به نفع محمود احمدی نژاد در گردش است.

به عنوان مثال محمد علی ابطحی معاون پارلمانی محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران در وبلاگ خود درباره انتخاباتی بودن این اقدام چنین نوشت: "تعطیلی روزنامه یاس نو بعد از یک روز انتشار کمکی به انتخاب دوباره رئیس جمهور نمی­کند که وزارت ارشاد دولت فخیمه این تصمیم را گرفته است. تأثیر پیام این تعطیلی کمتر از انتشار یاس نو در جامعه­ای که تصمیم گرفته است تغییر را سامان دهد نیست."

توقف چاپ روزنامه یاس نو همچنان خبر ساز است. بدنبال انتشار بیانیه حزب مشارکت که توقف یاس نو را "اقدامی برنامه ریزی شده" توصیف کرد، دهها تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم طی تذکری به آقای صفار هرندی، وزیر ارشاد،خواستار بررسی آنچه آن را "ممانعت غیر قانونی" از انتشار یاس نو خوانده اند، شده اند.

به گزارش ایسنا این نمایندگان که اسامی 24 تن از آنان در مجلس قرائت شد از وزیر ارشاد خواسته اند تا اقدام معاونت مطبوعاتی آن وزارتخانه در جلوگیری از انتشار یاس نو را پیگیری و نسبت به رفع توقیف از آن اقدام کند.

 

تشکیل دولت جدید در رام‌الله؛ فلسطینی ها علیه یکدیگر

تشکیل دولت جدید فلسطینی به ریاست سلام فیاض در کرانه باختری رود اردن با مخالفت گروههای فلسطینی از جمله فتح و حماس روبرو شد.

آقای فیاض که بیش از دو ماه پیش به منظور کمک به آشتی بین فتح و حماس از سمت خود استعفاء داد، به فرمان محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی دولت جدیدی تشکیل داده است.

در دولت جدید نمایندگان حماس حضور ندارند و جنبش فتح نیز به علت آنکه آقای عباس با رهبران آن در باره تشکیل دولت جدید مشورت نکرده، آن را تحریم کرده‌ است.

کابینه جدید شامل ۲۴ وزارتخانه است و آقای فیاض افزون بر مقام نخست وزیری، پست وزارت دارایی را هم در دست دارد.

هفت تن از وزیران کابینه جدید در دولت قبلی سلام فیاض نیز حضور داشته‌اند و بقیه آنها چهره‌های تازه‌ای هستند.

ده تن از اعضای جنبش فتح هم به صفت فردی و غیر تشکیلاتی خود به کابینه راه یافته‌اند و به این علت مورد انتقاد آن دسته از رهبران این جنبش که مخالف تشکیل دولت به رهبری آقای فیاض بوده‌اند، قرار گرفته‌اند.

عزام احمد رئیس فراکسیون فتح در شورای قانونگذاری فلسطین از تصمیم محمود عباس برای تشکیل دولتی به ریاست سلام فیاض ابراز تاسف کرده و اشرف جمعه از دیگر رهبران فتح تاکید کرده که دولت آقای فیاض نامشروع است و نمایندگان فتح در شورای قانونگذاری به آن رای نخواهند داد.

از طرف دیگر، حماس نیز ضمن تقبیح کردن تشکیل کابینه جدید در رام‌الله، این حرکت را معادل صادر کردن «گواهی مرگ» برای مذاکرات فتح و حماس که با میانجی‌گری مصر صورت می‌گیرد، دانسته است.

مذاکرات حماس و فتح برای تشکیل دولت وحدت ملی که پنجمین دور آن روز دوشنبه در قاهره برگزار شد، تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

در پی مذاکرات روز دوشنبه نبیل شعث از مقامات ارشد فتح اعلام کرد که فتح و حماس در مورد تشکیل یک نیروی امنیتی مشترک در نوار غزه به توافق رسیده‌اند اما کمی بعد از انتشار این خبر، مقامات حماس آن را تکذیب کردند و گفتند که بدون تشکیل چنین نیروی مشترکی در کرانه باختری رود اردن، حماس با طرح مذکور موافقت نخواهد کرد.

حماس نوار غزه و فتح کرانه باختری را در کنترل خود دارند و بدین وسیله، افزون بر ایجاد حاکمیتی دوگانه در این مناطق، عملا سبب تجزیه و جدایی سرزمینی در مناطق فلسطینی هم شده‌اند.

فتح و حماس به رغم فشارهای فزاینده کشورهای عرب تاکنون موفق به کم کردن دامنه اختلافات خود نشده‌اند، به طوری که عمر سلیمان رئیس سازمان امنیت مصر که نقش میانجی را بین دو طرف بازی می‌کند، از بی نتیجه ماندن مذاکرات اظهار سرخوردگی کرده است.

در چنین شرایطی تشکیل دولت جدید به ریاست سلام فیاض که با مخالفت فتح و حماس و بدون شرکت سایر جناح‌های فلسطینی روبرو شده، اقدامی غیر منتظره است.

در کابینه جدید عموما چهره های مستقل و تکنوکرات از جمله دو تن از اعضای سابق کمیسیون مستقل حقوق بشر فلسطین حضور دارند و گفته می‌شود که اکثریت اعضای کابینه متمایل به آشتی با حماس هستند.

اینکه دولت جدید با وجود مخالفت جناح‌های فلسطینی قادر به اداره کرانه باختری و بخصوص انجام مذاکره با دولت اسرائیل باشد، با تردید همراه است، اما ظاهرا مجموع موانع پیش روی محمود عباس برای ایجاد وحدت بین فلسطینی‌ها، او را وادار کرده است که با تشکیل دولتی تکنوکرات، گروههای فلسطینی را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد.

در حقیقت، هدف از مذاکرات جناح‌های مختلف فلسطینی تشکیل دولتی تکنوکرات و خارج از کنترل جناح‌های سیاسی اعلام شده بود و چون چنین دولتی از دل مذاکرات قاهره در نیامد، آقای عباس به طور یکجانبه آن را شکل داده است.

احتمالا آقای عباس امیدوار است که کشورهای عرب و بخصوص مصر، حماس را تحت فشار بگذارند که دولت جدید آقای فیاض را تحت شرایطی بپذیرد تا بدین وسیله راه برای آشتی دو گروه رقیب فلسطینی تا اندازه‌ای هموار شود.

مصر اما نشان داده که نفوذ محدودی بر حماس دارد و تصمیمات اصلی حماس توسط رهبران نزدیک به سوریه و در دمشق گرفته می‌شود. از این رو، شاید آقای عباس برای متقاعد کردن حماس به پذیرش دولت جدید به کمک سوریه هم چشم دوخته است زیرا وی هفته گذشته در دمشق با بشار اسد همتای سوری خود دیدار کرد و روند مذاکرات بین فلسطینی ها را با رئیس جمهور سوریه مورد بحث و گفتگو قرار داد.

 

'ایران با تولید اسلحه اتمی سه سال فاصله دارد'

یک هیات از کارشناسان روسی و آمریکایی گزارشی را در مورد توانایی نظامی ایران انتشار داده و در آن همکاری روسیه و آمریکا را در این زمینه توصیه کرده اند.

موسسه تحقیقاتی شرق-غرب گزارشی حاوی نتیجه تحقیقات شش کارشناس روسی و شش کارشناس آمریکایی را منتشر کرده که در آن آمده است ایران ظرف یک تا سه سال آینده قادر به ساخت "یک وسیله انفجاری ساده اتمی" خواهد بود و پنج سال پس از آن، توانایی تولید یک کلاهک هسته ای قابل حمل با موشک های بالیستیک را خواهد داشت.

در این گزارش، که با عنوان "ارزیابی مشترک ایالات متحده و روسیه از تهدید بین المللی در زمینه توانایی بالقوه هسته ای و موشکی ایران" منتشر شده آمده است که در عین حال، ایران ظرف دست کم ده تا پانزده سال آینده به توانمندی فنی لازم برای تولید موشک های پیشرفته با برد متوسط و موشک های دور برد میان قاره ای دست نخواهد یافت.

با اینهمه، این گروه از کارشناسان می افزایند که هرگاه ایران بتواند از کمک های قابل توجه خارجی برخوردار شود، احتمال سرعت گرفتن برنامه های هسته ای و موشکی این کشور و کوتاه شدن زمان دستیابی به تسلیحات هسته ای و موشکی مورد نظر وجود دارد.

در گزارش موسسه شرق-غرب آمده است که ایران تا فوریه سال جاری توانسته بود یکهزار و ده کیلوگرم اورانیوم با درجه خلوص پایین تولید کند که، به گفته تهیه کنندگان این گزارش، در صورت تبدیل به اورانیوم با غنای بالا برای ساختن یک بمب اتمی کافی است.

در عین حال، براساس این گزارش، برای به جریان انداختن فرآیند تبدیل اورانیوم با خلوص کم به اورانیوم قابل استفاده در بمب اتمی، لازم است ایران به نحوی مانع از نظارت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی شود که در حال حاضر فرآیند غنی سازی برای تولید اورانیوم با خلوص کم را زیر نظر دارند.

به نظر تهیه کنندگان این گزارش، در صورتی که چنین شرایطی فراهم شود، ایران برای ساخت یک وسیله انفجاری اتمی ساده به یک تا سه سال وقت نیاز دارد و ساخت یک کلاهک اتمی قابل حمل توسط موشک هایی که این کشور تولید کرده و یا می تواند تولید کند، تا پنج سال پس از آن امکانپذیر خواهد بود.

 

برنامه موشکی

بخش دیگری از این گزارش به فعالیت های موشکی ایران اختصاص یافته است.

کارشناسان روسی و آمریکایی در گزارش مشترک خود گفته اند که با توجه به توانایی های فنی ایران، احتمال دارد این کشور بتواند طی شش تا هشت سال آینده یک موشک حامل کلاهک اتمی با برد دو هزار کیلومتر را تولید کند که برد آن دو برابر برد موشک هایی است که تا کنون ساخته است.

در مورد پیشرفت بیشتر ایران در فن آوری موشکی، نویسندگان گزارش موسسه شرق-غرب اظهار داشته اند که در این مورد که این کشور در چه زمانی قادر به ساخت یک موشک پیشرفته قاره پیما خواهد بود عملا نمی توان هیچگونه پیش بینی به عمل آورد در حالیکه نیات و سیاست دولت ایران در این زمینه نیز برای دست اندرکاران این پژوهش شناخته شده نبوده است.

در این گزارش آمده است که اگر ایران در آینده قابل پیش بینی از کمک های فنی قابل توجه خارجی برخوردار نشود، برای دستیابی به فن آوری لازم برای تولید اینگونه موشک ها دست کم به ده تا پانزده سال وقت نیاز خواهد داشت هر چند شواهدی نیز در دست نیست که دولت ایران تصمیم برای ساخت موشک های قاره پیما گرفته باشد.

این کارشناسان با اظهار اینکه دست کم طی چند سال آینده، خطری از سوی موشک های قاره پیمای ایران متوجه سایر کشورهای اروپایی نیست، می افزایند که حتی اگر چنین خطری وجود داشته باشد، استقرار سیتسم دفاع موشکی مورد نظر آمریکا در اروپا "نمی تواند دفاع قابل اعتمادی" در برابر آن تلقی شود.

اشاره این گزارش به برنامه استقرار سیستم دفاع ضد موشکی آمریکاست که بر اساس آن، دولت جورج بوش، رئیس جمهوری سابق ایالات متحده، در نظر داشت یک شبکه رادار ردیاب در جمهوری چک و ده موشک ضد موشک در کشور لهستان مستقر کند و دلیل آن را دفاع از اروپائیان در برابر حملات موشکی کشورهایی مانند ایران قلمداد کرده بود.

روسیه به شدت با این طرح مخالفت ورزیده و آن را تهدیدی علیه این کشور دانسته است و مقامات روسی هشدار داده اند که چنین اقدامی باعث خواهد شد تا به تلافی آن، همکاری امنیتی خود با آمریکا را کاهش دهند و برنامه های نظامی جدیدی را به اجرا بگذارند.

توصیه به همکاری آمریکا و روسیه

با توجه به این نتیجه گیری که شبکه دفاع ضد موشکی مورد نظر آمریکا کارآیی لازم برای مقابله با برنامه های هسته ای و موشکی احتمالی ایران را نخواهد داشت، نویسندگان گزارش همکاری روسیه و ایالات متحده را تنها راه برای مقابله با "ظهور ایران هسته ای" دانسته و چنین رویکردی را به دولت های دو کشور توصیه کرده اند.

به این منظور، توصیه شده است که آمریکا و روسیه هر چه سریعتر اختلاف نظر خود در زمینه استقرار شبکه دفاع موشکی اروپا و مسایل دیگر بین المللی را کنار بگذارند و به همکاری موثر برای "مقابله با خطر" ایران روی آورند.

همزمان با انتشار این گزارش، گریگوری چنرنیاوسکی، از اعضای روسی هیات تحقیق و رئیس مشترک "کمیته پژوهشگران برای امنیت و مهار تسلیحاتی جهانی" با صدور بیانیه ای گفت که تهیه گزارشی که هر دو طرف روسی و آمریکایی بر سر نتیجه گیری آن به توافق برسند کار ساده ای نبوده اما "نتیجه نهایی به منزله ارائه مبنایی فنی برای تصمیم گیری سیاسی" است.

این نخستین بار نیست که کارشناسان یا مقامات کشورهای دیگر به گمانه زنی در مورد توانایی هسته ای ایران و پیش بینی زمان دستیابی این کشور به فن آوری نظامی یا غیرنظامی هسته و موشکی مبادرت می کنند.

در عین حال، بسیاری از کارشناسان تاکید داشته اند که به اطلاعات کافی در مورد جنبه های مختلف فعالیت های هسته ای و موشکی ایران و حتی نیات دولت این کشور دسترسی نداشته اند و حتی سازمان های اطلاعاتی خارجی نیز در اظهارات علنی خود از نواقص اطلاعاتی در این زمینه سخن گفته اند که در نتیجه، دقت پیش بینی های انجام شده را مورد تردید قرار می دهد.

همزمان، مقامات جمهوری اسلامی همواره تاکید بر غیرنظامی بودن برنامه های هسته ای و دفاعی بودن فعالیت های موشکی خود تاکید داشته و اتهام تلاش برای ساخت تسلیحات اتمی در پوشش برنامه های صلح آمیز هسته ای را رد کرده اند.

موسسه شرق-غرب یک سازمان تحقیقاتی است که در سال 1980 و با هدف پژوهش های کاربردی در زمینه مسایل حاد بین المللی تاسیس شد و مراکز آن در نیویورک، بروکسل و مسکو فعالیت دارند و به طور معمول، در بررسی مسایل مورد نظر، از همکاری کارشناسان در روسیه، آمریکا، چین، کشورهای اروپایی و "سایر قدرت ها" برخوردار می شود.

این موسسه یکی از هدف های خود را ارتباط بدون جنجال با نمایندگان نهادها و کشورهایی عنوان می کند که به طور معمول مایل به برقراری ارتباط و همکاری با سازمان های خارجی نیستند و می افزاید که به این ترتیب، زمینه مساعدی را برای یافتن راه حل هایی ایجاد می کند که در آنها، هیج طرفی متضرر نمی شود.

در مقدمه گزارش موسسه شرق و غرب در باره ایران آمده است که طرح انجام تحقیقاتی در مورد "ارزیابی تهدید ایران" برای نخستین بار در جلسه "گروه آمریکایی و روسی برای بررسی اقدامات ضد تروریسم و امنیت استراتژیک" وابسته به این موسسه مطرح شد که در اکتبر سال 2007 تشکیل یافت و در آن، ریاست هیات آمریکایی را ژنرال بازنشسته جیمز جونز و ریاست هیات روسی را آناتولی سافونوف، نماینده ویژه رئیس جمهوری روسیه برعهده داشتند.

 

بمب افکن های ناتو هشت عضو یک خانواده را کشت

نیروهای خارجی تحت فرمان ناتو در افغانستان اعلام کرده اند که در بمباران هوایی در جنوب این کشور، حداقل هشت غیرنظامی افغان کشته شده اند.

این تازه ترین مورد از کشته شدن غیرنظامیان در افغانستان است.

پیش از این، کشته شدن دهها غیرنظامی در عملیات هوایی در غرب افغانستان، جنجالها و اعتراضهای زیادی را به همراه داشته است.

نیروهای ناتو در یک اعلامیه گفته اند که بمباران تازه در منطقه ای در ولسوالی ناوه ولایت هلمند صورت گرفته است.

براساس این اعلامیه، زمانی که نیروهای ناتو مورد حمله گروهی از افراد طالبان قرار گرفتند، از نیروهای هوایی تقاضای کمک کردند.

به گفته نظامیان ناتو، افراد طالبان به خانه های نزدیک محل پناه بردند.

در اعلامیه ناتو آمده است که در اثر بمبارانی که هدف از آن نابودی شورشیان بود، هشت عضو یک خانواده کشته شدند.

ناتو از این حادثه به شدت ابراز تاسف کرده اما تاکید کرده که مسئولیت اصلی در کشته شدن این افراد، به دوش گروه طالبان است که به گفته آنها، از غیرنظامیان به عنوان "سپر انسانی" استفاده کردند.

ناتو تلفات تازه غیر نظامیان در جنوب افغانستان را در حالی اعلام می کند که حدود دو هفته قبل نیز دهها غیر نظامی در اثر بمباران نیروهای آمریکایی در ولایت فراه کشته شدند.

دولت افغانستان شمار غیر نظامیانی را که در این بمباران کشته شده اند، 140 تن اعلام کرد اما نیروهای آمریکایی می گویند اکثر کشته شدگان شورشیان وابسته به گروه طالبان بودند و تنها 30 تا 40 تن از قربانیان این رویداد غیرنظامی بوده اند.

نیروهای خارجی مستقر در افغانستان همواره گروه طالبان را متهم می کنند که آنها از مردم عادی به عنوان سپر دفاعی خود استفاده می کنند، اما مردم و دولت افغانستان عدم دقت و ترس بیش از حد نیروهای خارجی در افغانستان را دلیل افزایش تلفات غیر نظامیان می دانند.

به دنبال افزایش فعالیت طالبان در افغانستان تلفات غیر نظامیان نیز افزایش یافته است.

اخیرا این سوال نیز با جدیت بیشتری مطرح می شود که آیا نیروهای خارجی در افغانستان هنگام بمباران و استفاده از نیروهای هوایی قوانین بین المللی جنگ را رعایت می کنند؟

افزایش تلفات غیر نظامیان افزون بر گسترش اعتراض مردم علیه نیروهای خارجی، از محبوبیت دولت به رهبری آقای کرزی که تحت حمایت کشورهای غربی است، نیز کاسته است.