وبلاگ متفاوت محسن طاهری

شعر هفته
نویسنده : بنی سعید - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧
 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت, زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت. چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت, روز میلا د : همان روز که عاشق شده بود, مرگ با لحظه ی میلا د برابر شد و رفت او کسی بود که از غرق شدن می ترسید, عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت. هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت


 
comment نظرات ()